محصول خوب فقط کار نمیکند؛
مرحلهبهمرحله اثبات میشود.
توسعه محصول از تعریف دقیق نیاز آغاز میشود و با ساخت نمونه پایان نمییابد؛ هر مرحله با آزمون و شواهد مهندسی، ریسکها را کم میکند.

هر مرحله، یک نوع ابهام را کم میکند.
توسعه مرحلهای یعنی ابهامها را تا جای ممکن پیش از رسیدن محصول به بازار پیدا، آزمون و کاهش دهیم.
- PRDتعریف محصولچه باید بسازیم؟
- Protoنمونهسازیآیا قابل آزمون است؟
- EVTاثبات مهندسیآیا پایه مهندسی کار میکند؟
- DVTاعتبارسنجی محصولآیا محصول کامل درست عمل میکند؟
- PVTاعتبارسنجی تولیدآیا در تولید قابل تکرار است؟
بازخورد آزمون، تولید و میدان، تعریف محصول را بازنگری میکند و نسخههای بعدی را بهتر میسازد.
پیش از طراحی، باید بدانیم چه مسئلهای را حل میکنیم.
نیاز کاربر، الزامات محصول، محدودیتها، الزامات قانونی، ملاحظات اقتصادی و شرایط اجرایی، مبنای تعریف محصول هستند. این ورودیها باید به یک تعریف مشترک و قابل سنجش برسند.
پرسش این مرحله: آیا تعریف محصول آنقدر روشن است که بتوان طراحی را آغاز کرد؟
- نیاز و کاربری
- الزامات محصول
- محدودیتها
- الزامات قانونی و مراجع مرتبط
- اقتصاد محصول
- مرجع و بررسی بازار
چیزی که تعریف شده، باید به چیزی قابل آزمون تبدیل شود.
الزامات محصول به تصمیمهای طراحی و نمونههای قابل ارزیابی تبدیل میشوند تا فرضهای اصلی در دنیای واقعی آزموده شوند. بسته به ماهیت هر محصول، همه یا بخشی از این لایهها درگیر میشوند.
پرسش این مرحله: آیا چیزی ساختهایم که بتوان فرضهای مهندسی اصلی را روی آن آزمود؟
نمونه قابل آزمون
- سختافزار
- فریمور
- ارتباطات
- طراحی مکانیک
قبل از کاملکردن محصول، باید پایه مهندسی آن را اثبات کرد.
تمرکز این مرحله بر عملکرد مدار، پایداری اولیه و اندازهگیریهای مهندسی است؛ نه تجربه نهایی کاربر یا آمادگی تولید. اگر پایه مهندسی محکم نباشد، مراحل بعد روی آن بنا نمیشود.
پرسش این مرحله: آیا پایه مهندسی محصول درست کار میکند؟
- عملکرد مدار
- اندازهگیری الکتریکی
- پایداری حرارتی
- پایداری عملکرد
یک برد سالم، هنوز یک محصول کامل نیست.
در این مرحله، محصول در شکل یکپارچه با بدنه و در شرایط محیطی و کاربری موردنظر ارزیابی میشود. نصب، یکپارچگی سیستم و سازگاری الکترومغناطیسی نیز در حدود آزمونهای توسعه بررسی میشوند.
پرسش این مرحله: آیا محصول کامل در شرایط واقعی درست عمل میکند؟
EMI / EMC در حدود آزمونهای توسعه بررسی میشود.
کیفیت نمونه مهندسی باید در فرآیند تولید هم قابل تکرار باشد.
در این مرحله تمرکز از خود محصول به ترکیب «محصول و فرآیند» منتقل میشود. باید روشن شود که ابزار، دستورالعمل و روش آزمون میتوانند محصول تأییدشده را با ثبات مناسب تکرار کنند.
پرسش این مرحله: آیا محصول و فرآیند، هر دو برای انتقال به تولید آمادهاند؟
- نمونههای پایلوت
- جیگ و ابزارها
- آزمون
- دستورالعملها (SOP)
- تنظیم فرآیند
- زمانسنجی فرآیند
- تکرار و ارزیابی
- شناسایی گلوگاهها
از توسعه به تولید
مهندسی کیفیت را تعریف میکند؛ تولید باید بتواند آن را تکرار کند.
وقتی محصول و فرآیند اولیه معتبر میشوند، سؤال تغییر میکند: کیفیتی که به آن رسیدهایم چگونه در هر دستگاه تولیدشده حفظ، آزمون و قابل ردیابی میشود؟
آنچه در مرحله بعد بررسی میشود:
- تأمین
- بازرسی
- ساخت
- آزمون
- ردیابی
بعد از توسعه، نوبت تولید است.
ببینید کیفیت طراحیشده چگونه در هر دستگاه تکرار میشود.